محمد مفيد مستوفى بافقى
426
جامع مفيدى ( فارسى )
وحشى شيرينسخن نكتهسنج * كالبدش شد به زمين همچو گنج و در وقتى كه مقرب الخاقانى محمد على بيك حسب الامر خاقان گيتىستان كركراق و متصدى سركار خاصهء شريفه و در يزد مىبود مقبرهء مختصر در غايت تكلف و صفا بر سر قبر آن بلاغت انتما ساخت و تا حالت حرير اين اوراق كه سنهء اثنى و ثمانين و الف است داير و در نظر بينندگان ظاهر . مولانا ضميرى و مولانا محتشم كاشى با آنجناب معاصر بودهاند . عندليب گلستان فصاحت و خوش الحانى و طوطى شكرستان بلاغت و شيرينزبانى خواجه غياث الدين على نقشبند يزدى به فصاحت بيان و طلاقت لسان وحدت فهم و لطافت طبع موصوف و در تحصيل كمالات [ 315 ب ] و تكميل اسباب بزرگى و سعادت از ساير ابناء روزگار معروف و ممتاز بود و آنجناب از نباير جناب مولانا كمال خطاط « 1 » المشتهر به عصار است كه ياقوت زمان و صيرفى دوران بود و جناب خواجه غياث الدين على همواره مقبول سلاطين و متبوع خواقين نافذ فرمان مىبود و در زمان جهانبانى خاقان گيتىستانى شاه عباس ماضى منظور نظر كيميا اثر آن حضرت گشته از ساير مقربان درگاه و مصاحبان بارگاه فلكاشتباه به مزيد قرب و منزلت امتياز يافت و به مجالست مجلس اعلى سر افتخار به اوج مباهات مىافراخت و پيوسته ابيات ظرافتآميز و اشعار مزاحانگيز بر لوح بيان مىنگاشت و مطالب خود را نظم نموده به خدمت پادشاه سرافراز عرض مىنمود ، چنانچه در باب طلب مواجب درين رباعى درج نموده ، رباعى : اى از تو فروغ چشم خونبار مرا * بگشا به نگاهى گره كار مرا
--> ( 1 ) - اصل : خطات